مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
223
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> آن حضرت هم ناچار شد با معاوية صلح كند وخون خود وأهل بيت وپيروانش را به هدر ندهد . شيعيان واقعي كم بودند ، همان هنگام كه هيچ ياورى پيدا نمىكرد . سپس با امام حسين عليه السلام هجده هزار نفر از أهل كوفه بيعت كردند . باز حيلهگرى كردند وبر ضد وى خروج كرده وبا وى جنگيدند تا آن حضرت كشته شد . بعد از آن دائماً ما أهل بيت پس از وفات پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم خوار ، تبعيد ، محروم ، طرد وكشته مىشويم ، هميشه از ريخته شدن خون خود ودوستان مان بيم داريم . دروغگويان موضعي براي دروغشان يافتهاند كه به وسيلهء آن دروغها ، در هر شهري خود را به رؤساء وقضات وعمال آنها نزديك مىكنند . براي دشمنان ما ورؤساى گذشتهشان ، أحاديث دروغ وباطل جعل مىكنند . براي عيبجويى از ما ودروغ بستن بر ما ، وبراي نزديكى به رؤسا وقضات شان به وسيلهء خلافگويى ودروغ ، آن چه نگفتهايم از ما نقل مىكنند . اين روش در زمان معاوية ، بعد از شهادت امام حسن عليه السلام زياد شد وبه أوج خود رسيد . شيعيان ، در تمام شهرها كشته مىشدند ودست وپاى آنها را مىبريدند وبه مجرد اين كه از دوستى ما ياد مىكردند وبه سوى ما روى مىآوردند بهدار آويخته مىشدند . به همين منوال بلا شدت پيدا مىكرد وتا زمان ابن زياد وبعد از شهادت امام حسين عليه السلام رو به ازدياد مىگذاشت . تا آن كه حجاج آمد وشيعيان را به أنواع كشتن وبه هر گمان وتهمتى مىكشت ، به طورى كه اگر به كسى « لا مذهب » يا « آتش پرست » مىگفتند بيشتر دوست مىداشت تا اين كه گفته شود از شيعيان حسين صلوات اللَّه عليه است . . . . اى بسا مردى را كه به خوشنامى از أو ياد مىشد وشايد با تقوى وراستگو هم بود مىديدم كه أحاديث عجيب وبزرگى مربوط به فضيلت بعضي از امراى گذشته - كه خداوند ذرهاى از آن را نيافريده است - نقل مىكرد ودر گمان خود آن را حق مىدانست . زيرا اين أحاديث را ، از كساني كه به دروغ وبىتقوايى معروف نبودند ، بسيار شنيده بودند . از طرفي هم ، از علي عليه السلام وامام حسن وامام حسين عليهما السلام مطالبى نقل مىكردند كه خدا مىداند كه آنها چه مطالب باطل ودروغ وخلافهايى روايت مىكردند . سليم مىگويد : خدمت امام باقر عليه السلام عرض كردم : أصلحك اللَّه ! بعضي از اين أحاديث جعلى را برايم بگو ؟ فرمود : روايت مىكنند كه : أبو بكر وعمر ، دو آقاى پيران أهل بهشتاند . نقل كردهاند كه : عمر از ملائكة خبر مىگرفت وملائكة مطالب را به وى تلقين مىكردند ، وآرامش ووقار بر زبانش جارى مىشود . نقل مىكنند كه : عثمان كسى است كه ملائكة از أو حيا مىكنند . مىگويند : كوه حرا كه حركت مىكرد ثابت ومستقر شد به سبب آن كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم فرمود : چيزى بر بالاى تو نيست جز نبي وصديق وشهيد ( كه عامه مىگويند مقصود از صديق وشهيد أبو بكر وعمر است . ) » بعد امام باقر عليه السلام از اين قبيل روايات بيش از صد روايت شمرد كه آنها اين روايات را حق وصحيح مىدانند وبعد فرمود : قسم به خدا همهء اين روايات دروغ وخلاف است . عرض كردم : أصلحك اللَّه ! از اين روايات هيچ يك صحيح نيست ؟ امام عليه السلام فرمود : بعضي از آنها جعلى وبعضي تحريف شده است . آن چه تحريف شده است مثل روايت : « فإنّما عليك . . . » منظور رسول خدا